ناظم الاسلام كرمانى

361

تاريخ بيدارى ايرانيان ( فارسى )

درج نمود و نيز در همان روزنامه در صفحهء سوم كه واقعهء ارامنه و مسلمانان قفقاز را مينويسد بعض كنايات و تعريضات را درج نموده و نيز در شمارهء صد و شصت و چهار در صفحهء پنجم در عنوان بقيهء تدين مايهء تمدن احتياج مردم را به مجلس مبعوثان و قانون عدالت و مساوات را بالصراحة و لزوم سلطنت مشروطه را گوشزد مردم مينمايد و نيز در كاريكاتورهايش خرابى ادارات دولتى و بيحسى مردم را به خوبى اظهار و نشان ميدهد . ديگر آنكه مجد الاسلام بدوستى عين الدوله متهم گرديد و مردم را گمان اين بود كه مجد الاسلام راپورت ده و خفيه‌نويس عين الدوله است و براى رفع اتهام از خود در مجالس علنا از عين الدوله بد ميگفت و كرارا به عين الدوله خبر دادند بد گفتن او را . ديگر آنكه در واقعهء چوب زدن ظفر السلطنه بحاج ميرزا محمد رضا كرمانى مجد الاسلام در تهران در مقام مذاكره برآمد و خاطر عين الدوله را مكدّر نمود . ديگر آنكه مجد الاسلام بستگى خود را بانجمن مخفى در مجالس اظهار ميداشت بحديكه موجب خيال عين الدوله گرديد و دستخطى از پادشاه صادر كرد كه مجد الاسلام را تنبيه و تبعيد دارد دبير حضور بمجد الاسلام رسانيد فلذا مجد الاسلام يك شال شيروانى و يك قلمدان تقديم عين الدوله نمود و عكس او را در روزنامهء ادب ترسيم و نقش نمود عريضه عرض كرد و هزار تومان پول‌خانه از عين الدوله استدعا كرد عين الدوله تقديمى او را ردّ نمود و پنجاه تومان هم برحسب توسط ميرزا آقا اصفهانى به او داد اگرچه پول خانه را نداد اما ديگر در مقام تبعيد و سياست مجد الاسلام برنيامد تا آنكه مجد الاسلام نقل مكان از خانه بخانهء نمود پارهء از كاغذهاى باطله كه در طاقچهء خانه‌اش مانده بود بدست يكى از كرمانيها افتاد كه در خانهء اول او منزل گرفته بود چند كاغذ خطرناك در بين آنها بود بتوسط يكى از اهل كرمان به اعظام الممالك رسيد كه كاشف از خيالات مجد الاسلام بود . ديگر آنكه عين الدوله خواست ترسى بآقايان بدهد اين بيچاره‌ها را مأخوذ داشت كه ديگران عبرت بگيرند . علت ديگر علت مشتركه بود كه در بيان سبب گرفتارى مدير رشديه خواهد آمد ( مجد الاسلام را يك امر بزرك كرده است در نزد عقلاء و آن اين است كه در زمان استبداد مجد الاسلام را بكلات فرستادند در زمان خرابى مجلس و بمباردمان مجد الاسلام طرف بغض و عداوت امير بهادر گرديد حتى آنكه خواستند او را چوب زده نفى بلد نمايند در زمان مشروطه هم مجد الاسلام را گرفتار و نفى بلد نمودند با آنكه دشمنانش بمجالست و مخالطت و مراودت با او افتخار مينمودند چنان كه در موقع خواهد آمد انشاء اللّه ) . سبب گرفتارى ميرزا آقا اصفهانى ميرزا آقا اصفهانى از تجار اصفهان بود كه چند سال در اسلامبول بعنوان تجارت زيست كرد در سفر آخر مظفر الدين شاه بفرنگستان بعنوان ملاقات درباريها به فرنگستان مسافرت نمود از معاشرت با رجال دربار هم ضعف آنانرا دانست و هم ديد خلاف و نفاق آنانرا فقط از بين آنها ناصر الملك را پسنديد